الشيخ رسول جعفريان

431

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

اين مسأله به طور فراگير توسط استاد عزيز و گرانقدر ما علامه سيد جعفر مرتضى در كتاب پرارزش « الحياة السياسية للامام الرضا » توضيح داده شده است . ما با رعايت اختصار مىكوشيم تا اساسىترين نكات اين مسأله را به دست دهيم . استاد در كتاب خود يازده نكته را به عنوان انگيزه‌هاى اقدام مأمون ارائه داده و براى هر كدام شواهد و قرائنى آورده‌اند . « 1 » آن مقدار كه ما در اينجا به ذكر آن خواهيم پرداخت مطالبى است كه مىتوان از كلمات خود مأمون و يا امام رضا عليه السّلام در اين باره استفاده كرد . براى تفصيل بيشتر ، خوانندگان را به مطالعهء آن كتاب ارجاع مىدهيم . هدف مأمون از طرح مسألهء ولايتعهدى آنچه از ظاهر رفتار مأمون به دست مىآيد آن است كه وى با ظرافت خاصى كوشيد تا وانمود كند كه در اين اقدام ، خلوص نيت دارد و از سر حق باورى نسبت به حق علويان و نيز علاقهء وافرى به امام رضا عليه السّلام دارد دست به اين كار زده است . ظاهرسازى مأمون به اندازه‌اى ماهرانه انجام گرفت كه حتى بعدها ، آنگونه كه اربلى به سيد بن طاووس نسبت داده و خود نيز تمايل آشكارى بدان نشان داده ، در مسأله شهادت امام ، مأمون مبرى دانسته شده و به عنوان يك فرد شيعه و يا متمايل به امام شناسانده شده است . « 2 » به خوبى روشن است كه واگذارى خلافت به يك علوى ، آن هم در شرايطى كه خلفاى عباسى علويان را به شديدترين وجهى سركوب مىكردند ، مىتواند هر انسانى را دربارهء مأمون به اشتباه بيندازد . به نظر مىرسد كه دو بزرگوار مذكور هم به اين اشتباه افتاده باشند . « 3 » با نگاهى به كلمات مأمون و نيز خود امام عليه السّلام و حتى برخى از اصحاب و شيعيان آن حضرت ، مىتوان حقيقت ماجرا را دريافت . آنچه كه بايد مورد توّجه قرار گيرد آن است كه مأمون از نبوغ سياسى بالايى برخوردار بوده و با تمامى مشكلاتى كه از آغاز

--> ( 1 ) . حياة السياسية للإمام الرضا ، ( چاپ بيروت ) ، صص 212 - 242 ( 2 ) . كشف الغمّه ، ج 2 ، ص 282 - 283 ( 3 ) . اخيرا آقاى سيد حسن امين نيز ضمن رساله‌اى همان باور را از لحاظ تاريخى بحث و مورد تأييد قرار داده است .